IMG_4406-1024x683 (1)
دکتر سعیده حسین منی

اختلال خواندن و یادگیری مرتبط با مشکلات بینایی

این مطلب بر اساس محتوای ارائه‌ شده توسط دکتر سعیده حسین مِنّی
در بیست‌ و هشتمین کنگره سراسری اُپتومتری ایران و نخستین کنگره بین‌ المللی اُپتومتری ایران تهیه شده است.

با توجه به اهمیت نقش بینایی در فرایند یادگیری و ضرورت آگاهی والدین از نشانه‌ ها و مشکلات احتمالی مرتبط با عملکرد بینایی، محتوای این ارائه را به زبان ساده و قابل‌ فهم برای عموم بازنویسی کرده‌ایم تا والدین، مربیان و سایر علاقه‌مندان بتوانند از این مطالب استفاده کنند.

هدف از انتشار این مطلب، افزایش آگاهی درباره نقش سیستم بینایی در یادگیری و تأکید بر اهمیت ارزیابی جامع بینایی کودکان است؛ با این تأکید که هر مشکل یادگیری الزاماً ناشی از مشکلات بینایی نیست و تشخیص علت نیازمند ارزیابی دقیق و در صورت لزوم همکاری میان متخصصان حوزه‌های مختلف است.

وقتی مشکل یادگیری فقط یک مشکل یادگیری نیست…..

یکی از موضوعات چالش‌ برانگیزی که والدین و مربیان با آن مواجه هستند، مشکلات یادگیری کودکان در محیط مدرسه است. فرض کنید کودکی در مدرسه با مشکلات یادگیری مواجه است. نخستین فرضی که ممکن است به ذهن والدین یا مربیان برسد این است که شاید کودک انگیزه کافی ندارد، دچار مشکل توجه و تمرکز است یا حتی توانایی شناختی مناسبی ندارد.

اما سؤال مهمی که لازم است در اینجا مطرح کنیم این است:

آیا مسیرهای ارتباطی که قرار است اطلاعات بینایی را به مغز منتقل کنند و مغز از طریق آن‌ها اطلاعات را پردازش و تفسیر کند، به‌ درستی عمل می‌کنند؟ در این ارائه، به نقش بینایی و مهارت‌های بینایی در فرایند یادگیری، به‌ویژه در خواندن، پرداختیم.

یادگیری چگونه با بینایی ارتباط پیدا می‌کند؟ بخش قابل‌ توجهی از یادگیری در سال‌ های نخست مقطع ابتدایی شکل می گیرد و می‌ دانیم که فرایند یادگیری در نهایت توسط مغز انجام می‌ شود.

اما اطلاعات ابتدا باید به‌ درستی از محیط دریافت شوند، سپس به مغز منتقل شوند و در ادامه، پردازش و تفسیر مناسبی روی آن‌ها صورت گیرد. بنابراین، اگر اطلاعات بینایی به‌ درستی و به اندازه کافی دریافت یا پردازش نشوند، ممکن است عملکرد تحصیلی کودک تحت تأثیر قرار گیرد؛ حتی در شرایطی که بهره هوشی طبیعی باشد و کودک انگیزه کافی برای یادگیری داشته باشد.

در سیستم آموزشی معمولاً فرض بر این است که سیستم بینایی کودک سالم است و مشکلی از نظر بینایی وجود ندارد.

چرا؟ 

زیرا در غربالگری بینایی هنگام ورود به مدرسه، معمولاً حدت بینایی کودک بررسی می‌ شود و اگر کودک حدت بینایی ۲۰/۲۰ داشته باشد، ممکن است از نظر غربالگری اولیه، سالم تلقی شود.

اما یک سؤال مهم مطرح می‌ شود:

آیا دید ۲۰/۲۰ به این معناست که کودک تمام شرایط لازم برای یادگیری و خواندن مؤثر را دارد؟ این دقیقاً همان شکاف مهمی است که میان «دیدن واضح» و «استفاده مؤثر از اطلاعات بینایی» وجود دارد.

سه مؤلفه مهم سیستم بینایی در ارتباط با یادگیری

اگر بخواهیم سیستم بینایی را در ارتباط با یادگیری بررسی کنیم، می‌ توانیم آن را در سه مؤلفه اصلی در نظر بگیریم.

۱. سلامت مسیر بینایی: این بخش شامل سلامت ساختارهای بینایی، حدت بینایی و وضعیت عیب انکساری است؛ یعنی همان حوزه‌ای که معمولاً در غربالگری‌های بینایی و معاینات اُپتومتری به‌خوبی مورد توجه قرار می‌گیرد.

اما سؤال اینجاست:

آیا سلامت مسیر بینایی و داشتن حدت بینایی مناسب، برای عملکرد بینایی مؤثر در یادگیری و‌ خواخدن کافی است؟

اینجاست که به مؤلفه دوم می‌رسیم.

۲. کارآمدی بینایی: کارآمدی بینایی به توانایی سیستم بینایی برای عملکرد مؤثر، دقیق و هماهنگ اشاره دارد.

در این بخش، مهارت‌ هایی مانند هماهنگی دو چشم، توانایی تمرکز و تطابق، دنبال‌کردن و حرکت دقیق چشم‌ها، دید دوچشمی، مهارت‌های حرکتی چشم اهمیت پیدا می‌کنند. همچنین عملکردهایی مانند حرکات جهشی چشم، حرکات تعقیبی و تثبیت نگاه در فعالیت‌هایی مانند خواندن مورد توجه قرار می‌گیرند.

بنابراین ممکن است کودکی از نظر حدت بینایی کاملاً طبیعی باشد، اما در یکی از مهارت‌ های عملکردی بینایی دچار ناکارآمدی باشد؛ مهارت‌ هایی که می‌ توانند در فعالیت‌هایی مانند خواندن و انجام تکالیف مدرسه اهمیت داشته باشند.

۳. پردازش اطلاعات بینایی

در این مرحله، دیگر فقط نمی‌پرسیم، آیا کودک آنچه می‌بیند را خوب درک میکند؟ یا آیا چشم‌ها به‌خوبی با یکدیگر کار می‌کنند؟

بلکه سؤال اصلی این است:

آیا کودک می‌ تواند اطلاعات بینایی دریافت‌ شده را به‌ درستی تحلیل و تفسیر کند و آنها را با سایر سیستم‌ های حسی و حرکتی خود یکپارچه سازد؟ این حوزه شامل مهارت‌هایی مانند مهارت‌های دیداری ـ فضایی، تحلیل اطلاعات بینایی، تشخیص و تفسیر ویژگی‌های دیداری، یکپارچگی بینایی ـ حرکتی است.

این بخش، در مقایسه با حدت بینایی، در بسیاری از غربالگری‌ های معمول کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. بنابراین ممکن است کودکی ۲۰/۲۰ ببیند و حتی در مهارت‌های اولیه بینایی نیز مشکل واضحی نداشته باشد، اما همچنان در پردازش و استفاده از اطلاعات بینایی هنگام فعالیت‌هایی مانند خواندن و نوشتن با چالش مواجه شود.

پس برای درک کامل‌تر رابطه بینایی و یادگیری، تنها پرسیدن این سؤال که آیا کودک خوب می‌بیند؟ کافی نیست بلکه باید بپرسیم کودک تا چه اندازه می‌تواند از آنچه می‌بیند، به‌ طور مؤثر استفاده کند؟

دیدن واضح ≠ استفاده مؤثر از اطلاعات بینایی

اختلال خواندن و یادگیری؛ یک مفهوم بالینی گسترده

اختلال یادگیری یک مشکل واحد نیست و می‌تواند خود را در حوزه‌های مختلفی مانند خواندن، نوشتن، گفتار، استدلال یا ریاضیات نشان دهد.

نکته مهم این است که مشکلات یادگیری می‌توانند مهارت‌های تحصیلی و شناختی فرد را تحت تأثیر قرار دهند و ممکن است در کنار برخی شرایط رشدی یا حسی نیز دیده شوند. در این ارائه، تمرکز ما بر کودکانی است که از نظر رشدی و توانایی‌ های شناختی و‌ زبانی، از نظر ذهنی و‌ هوش وضعیت طبیعی دارند و مشکل یادگیری و نارسا خوانی آنها، در موارد مورد بحث، با عوامل عملکردی بینایی مرتبط است. یکی از حوزه‌ های مهم در این زمینه، مشکلات مربوط به روان‌خوانی و عملکرد خواندن است.

بخشی از سخنرانی دکتر سعیده حسین مِنّی در بیست‌ و هشتمین کنگره سراسری اُپتومتری ایران و نخستین کنگره بین‌ المللی اُپتومتری ایران

بینایی چه چیزی را می‌تواند و چه چیزی را نمی‌تواند توضیح دهد؟ یکی از نکات مهم در بحث ارتباط بینایی و یادگیری این است که نباید هر مشکل خواندن را به سیستم بینایی نسبت داد. برای مثال، دیسلکسیا یک اختلال یادگیری مبتنی بر زبان است و یکی از ویژگی‌ های اصلی آن، مشکلات مربوط به پردازش واج‌ شناختی و مهارت‌ هایی مانند رمزگشایی و بازشناسی واژه‌هاست. بنابراین، یک مشکل عملکردی بینایی به‌ تنهایی نمی‌تواند اختلال اصلی دیسلکسیا را توضیح دهد. از سوی دیگر، ممکن است کودکی در کنار یک مشکل یادگیری یا حتی بدون ابتلا به دیسلکسیا، دچار مشکلات عملکردی بینایی باشد که هنگام خواندن برای او علائمی ایجاد می‌کنند؛ برای مثال:

* ناراحتی یا فشار بینایی
* خستگی چشم
* تاری دید
* دوبینی
* دشواری در حفظ عملکرد بینایی در فعالیت‌های نزدیک

این کودکان ممکن است به دلیل چنین علائمی، از خواندن یا انجام تکالیف نزدیک اجتناب کنند یا نتوانند برای مدت طولانی عملکرد مؤثری داشته باشند. بنابراین، وقتی درباره مشکلات یادگیری صحبت می‌کنیم، قرار نیست هر مشکلی در خواندن را به بینایی نسبت دهیم.

سؤال اصلی این نیست که:

آیا این کودک دیسلکسیا دارد یا مشکل بینایی؟

بلکه باید بتوانیم این دو موضوع را از یکدیگر تفکیک کنیم و بررسی کنیم:

کدام بخش از مشکل کودک به اختلال یادگیری مربوط است و کدام بخش ممکن است با عملکرد بینایی مرتبط باشد؟ در چنین شرایطی، ارزیابی دقیق اُپتومتری و ویژن تراپی می‌ تواند به شناسایی مشکلات عملکردی بینایی و تفکیک آنها از سایر عوامل مؤثر بر یادگیری کمک کند.

چه نشانه‌هایی ممکن است در کودک دیده شود؟ اگر سیستم بینایی کودک برای انجام فعالیت‌هایی مانند خواندن و نوشتن به اندازه کافی کارآمد نباشد، ممکن است کودک در زندگی روزمره و فعالیت‌های مدرسه‌ای با نشانه‌هایی مواجه شود. برای مثال، ممکن است سطح خواندن کودک پایین‌تر از حد انتظار برای سن و پایه تحصیلی او باشد، هنگام خواندن جای خود را در متن یا بین خطوط گم کند یا گاهی مجبور شود یک خط یا بخش‌هایی از متن را دوباره بخواند. همچنین ممکن است کودک:

* خیلی زود هنگام مطالعه خسته شود؛
* پس از مدتی دچار سردرد یا ناراحتی چشمی شود؛
* نتواند برای مدت طولانی فعالیت‌های نزدیک را ادامه دهد؛
* مرتب به استراحت بین فعالیت‌های درسی نیاز داشته باشد؛
* از خواندن یا انجام تکالیف نزدیک اجتناب کند.

البته نکته مهم این است که وجود این علائم به‌ تنهایی به معنی وجود مشکل بینایی نیست. بسیاری از این نشانه‌ ها می‌ توانند دلایل دیگری نیز داشته باشند. اما برای یک اپتومتریست، تکرار چنین علائمی، به‌ ویژه زمانی که بیشتر در فعالیت‌های نزدیک مانند خواندن و نوشتن ظاهر می‌ شوند، می‌ تواند یک نشانه هشدار دهنده برای بررسی دقیق‌تر عملکرد بینایی باشد.

همیشه مشکل از چشم‌ ها شروع نمی‌شود، بعضی از نشانه‌ هایی که ممکن است در کودک دیده شوند، در نگاه اول ارتباط مستقیمی با چشم و بینایی ندارند. برای مثال، ممکن است کودک:

* در حفظ تعادل مشکل داشته باشد؛
* در انجام حرکات ظریف و هماهنگ، دست‌ و پا چلفتی یا کم‌ مهارت به نظر برسد؛
* در هماهنگی بین چشم و دست مشکل داشته باشد؛
* یا در برخی شرایط، هنگام حرکت دچار تهوع و ناراحتی شود.

این نشانه‌ ها به‌ تنهایی نشان‌ دهنده وجود مشکل بینایی نیستند؛ اما در کنار سایر یافته‌ های بالینی می‌ توانند اطلاعات ارزشمندی درباره نحوه عملکرد سیستم بینایی و ارتباط آن با سایر سیستم‌ های حسی و حرکتی در اختیار متخصص قرار دهند. به همین دلیل، هنگام گرفتن شرح حال از یک کودک، بهتر است سؤال ما فقط این نباشد که: آیا کودک واضح می‌بیند؟ بلکه باید بپرسیم: کودک در فعالیت‌ های روزمره، تا چه اندازه می‌ تواند از بینایی خود به‌طور مؤثر استفاده کند؟ زیرا ممکن است کودک واضح ببیند، اما در استفاده مؤثر از اطلاعات بینایی در فعالیت‌های روزمره با مشکل مواجه باشد.

نشانه‌هایی که ممکن است در رفتار کودک دیده شوند….

برخی مشکلات مربوط به عملکرد بینایی، همیشه به شکل یک شکایت مشخص از طرف کودک بیان نمی‌شوند. گاهی کودک نمی‌تواند توضیح دهد که هنگام دیدن، خواندن یا انجام تکالیف چه مشکلی دارد؛ در نتیجه، این مشکلات ممکن است از طریق رفتار او قابل مشاهده باشند. برای مثال، ممکن است کودک هنگام انجام فعالیت‌های دیداری:

* چشم‌های خود را بیش از حد معمول جمع کند یا اخم کند؛
* مرتب پلک بزند؛
* چشم‌های خود را بمالد؛
* برای راحت‌تر دیدن، یکی از چشم‌هایش را بپوشاند؛
* هنگام نگاه کردن یا خواندن، سر خود را به یک طرف خم کند؛
* کتاب یا دفتر را بیش از حد به صورت خود نزدیک کند.

این رفتارها به‌تنهایی نشان‌ دهنده وجود یک اختلال بینایی نیستند، اما می‌ توانند نشانه‌ های بالینی مهمی باشند که توجه به آنها و بررسی دقیق‌تر عملکرد بینایی را ضروری می‌کند.

نشانه‌ هایی که ممکن است در عملکرد تحصیلی دیده شوند

برخی نشانه‌ها بیشتر در فعالیت‌ های آموزشی و عملکرد تحصیلی کودک خود را نشان می‌دهند. برای مثال، کودک ممکن است در تشخیص و تمایز راست و چپ دچار مشکل باشد، برخی حروف یا اعداد را جابه‌جا یا وارونه بنویسد، در به‌ خاطر سپردن اطلاعات مشکل داشته باشد یا در مهارت‌ هایی مانند املا و ریاضیات عملکرد ضعیف‌تری نشان دهد. همچنین ممکن است در حفظ توجه برای انجام یک فعالیت، به‌ ویژه فعالیت‌های دیداری و نزدیک، با مشکل مواجه شود. اما در اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد:

هیچ‌ یک از این نشانه‌ ها به‌ تنهایی اختصاصیِ مشکلات بینایی نیستند. برای مثال، وارونه‌ نویسی، مشکل در توجه، ضعف در حافظه، دشواری در املا یا عملکرد ضعیف در ریاضیات، می‌ توانند علل مختلفی داشته باشند و صرفاً با مشاهده این نشانه‌ ها نمی‌توان نتیجه گرفت که کودک دچار مشکل پردازش اطلاعات بینایی است. بنابراین، وجود چنین نشانه‌ هایی به این معنا نیست که «مشکل کودک از بینایی است. بلکه می‌ تواند نشان دهد که کودک به ارزیابی جامع نیاز دارد؛ ارزیابی‌ ای که در آن، علاوه بر عوامل آموزشی، شناختی، زبانی و رشدی، عملکرد سیستم بینایی و توانایی کودک در دریافت، تحلیل و استفاده از اطلاعات بینایی نیز در صورت لزوم بررسی شود.

در بعضی کودکان، مشکلات بیشتر در فعالیت‌هایی دیده می‌شود که به درک فضایی، تشخیص الگو و هماهنگی بینایی و حرکتی نیاز دارند. برای مثال، ممکن است کودک در کپی کردن شکل‌ ها یا نوشته‌ ها مشکل داشته باشد، فاصله‌ گذاری در نوشته‌ هایش نامنظم باشد، از جورچین‌ها و برخی بازی‌ های ساختاری اجتناب کند یا هنگام انجام تکالیف، مرتب سر یا کاغذ را بچرخاند. در اینجا دوباره باید به یک سؤال اساسی برگردیم:

آیا مشکل کودک در دیدن است، در استفاده از بینایی است یا در پردازش اطلاعات بینایی؟ 

در مرحله بعد، ارزیابی مهارت‌هایی مانند تشخیص تفاوت‌ های دیداری، حافظه دیداری، روابط فضایی، ثبات شکل، تفکیک شکل از زمینه و تکمیل دیداری می‌ تواند به بررسی نحوه سازمان‌دهی و تفسیر اطلاعات بینایی کمک کند. این مهارت‌ها در بسیاری از فعالیت‌ های مدرسه‌ای، به‌ویژه خواندن، نوشتن و رونویسی، اهمیت دارند.

یادگیری یک فرایند چندتخصصی است

مشکلات یادگیری معمولاً به یک عامل محدود نمی‌شوند و بررسی آنها می‌ تواند به همکاری چند گروه تخصصی نیاز داشته باشد. اُپتومتریست قرار نیست همه مشکلات کودک را به بینایی نسبت دهد یا تمام مشکلات و اختلالات یادگیری را تشخیص دهد. بسته به شرح حال و یافته‌ های ارزیابی، ممکن است همکاری با روان‌شناس، روان‌پزشک، متخصص آموزش و توان‌ بخشی تحصیلی یا کاردرمانگر ضروری باشد. هدف این است که عوامل مرتبط با بینایی به‌ درستی شناسایی شوند و کودک، در صورت نیاز، برای بررسی و دریافت خدمات مناسب به متخصص مربوط ارجاع داده شود.

از یک شکایت ساده شروع می‌کنیم

گاهی والدین با جمله‌ های ساده‌ای مراجعه می‌کنند که بچه من در مدرسه خوب پیش نمی‌رود، بچه من از خواندن خوشش نمی‌آید یا احساس می‌ کنم توانایی‌ هایش بیشتر از چیزی است که در مدرسه نشان می‌ دهد.

همین جملات می‌توانند نقطه شروع مناسبی برای گرفتن شرح حال دقیق باشند؛ زیرا پشت یک شکایت ساده مانند «بچه من درس نمی‌خواند» ممکن است عوامل مختلفی وجود داشته باشد و لازم است هر یک از آنها به‌ درستی بررسی شود.

دیدگاهتان را بنویسید